السيد محمد حسين الطهراني

40

رساله مودت (تفسير آيه قل لا أسئلكم عليه أجرا إلا المودة في القربى) (فارسى)

كمال انسانى رسيده‌اند ؛ أفرادى هستند كه به علّت عبور از مراحل كوتاه و تاريك هوى ، ديگر در افق آنان شوائب نفس أمّاره و ميل حيوانى و حيات حسّ و توابع آنها نيست . آنان در حرم امن و امان الهى سكنى گزيده‌اند و به نور حقّ ، منوّر شده‌اند و گناه كه لازمهء آن غفلت است در آنها مصداقى ندارد . آنان به طهارت حضرت حقّ ، مطهّر و به عصمت ذات مقدّس او معصوم گرديده‌اند . بديهى است كه عشق و محبّت بدين افراد ، انسان را به افق فكرى و وجودى آنها نزديك مىكند ، و هر چه اين محبّت شديدتر گردد ، انسان بدان افق نزديكتر ميگردد . و بالملازمه ، صفات و روحيّات و اخلاق و بالأخره ملكات و عقائد پاك آنان در انسان ظهور خواهد نمود . محبّ خاندان عصمت ، اهل عبادت و تقوى و ايثار و گذشت و انفاق و بذل جان و مال در راه خدا خواهد شد . محبّت مانند برقى كه بر خرمن بگذرد و ناگهان آن را تبديل به كومهء خاكستر كند ، صفات رذيله از قبيل حسد ، بخل ، قساوت قلب ، شره ، جبن و غيره را مىسوزاند و در وجود محبّ بر باد فنا مىدهد ؛ و معلوم است كه اين است راه خدا و بس . يعنى سريع‌ترين راه و بهترين و كامل‌ترين و آسانترين راه وصول به مقصد است . بخلاف آنكه انسان بدون عشق و محبّت آنان بخواهد اين راه دور و دراز را به پاى خود و به اتّكاءِ عمل خود طى كند ؛ هيهات كه به مقصد برسد . هر روز كه گامى جلو گذارد شوائب نفس امّاره و خواطر شيطانى ، او را چند گام به عقب مىبرد ، و دائماً مانند حمار طاحونه به دور خود مىچرخد ؛ و كُلَّما ازْدادَ سَيرُهُ لا يَزِيدُ مِنَ اللَهِ إلّابُعدًا . عاقبة الأمر با تلاش بسيار و زحمت فراوان با دست تهى ، غارت زده ، سرمايه از دست رفته ، با هزاران حسرت و ندامت ، دنيا را ترك گفته و جان مىسپارد .